روش مسیر بحرانی (CPM)
مسیر بحرانی در مدیریت پروژه، طولانیترین زنجیره فعالیتهای وابسته در یک پروژه است؛ زنجیرهای که حداقل زمان لازم برای تکمیل پروژه را تعیین میکند. اگر یکی از فعالیتهای این مسیر با تأخیر انجام شود، زمان پایان کل پروژه هم عقب میافتد.
روش مسیر بحرانی یا CPM، مخفف Critical Path Method، به مدیران پروژه کمک میکند فعالیتهای حساس را شناسایی کنند، زمانبندی پروژه را دقیقتر انجام دهند و تأخیرهای احتمالی را بهتر کنترل کنند. در این مقاله یاد میگیرید مسیر بحرانی چیست، چگونه با یک مثال کاربردی محاسبه میشود، شناوری فعالیتها چه نقشی دارد و چطور میتوان با کمک نرم افزار مدیریت پروژه بهتایم، برنامهریزی و کنترل زمان پروژهها را سادهتر انجام داد.
فهرست مطالب
روش مسیر بحرانی (CPM) چیست؟
روش مسیر بحرانی یا CPM، مخفف Critical Path Method، یکی از روشهای مهم زمانبندی در مدیریت پروژه است. در این روش، فعالیتهای پروژه، مدت زمان هر فعالیت و وابستگی بین آنها بررسی میشود تا طولانیترین مسیر زمانی پروژه مشخص شود.
این مسیر، همان مسیر بحرانی پروژه است؛ یعنی زنجیرهای از فعالیتهای وابسته که حداقل زمان لازم برای تکمیل پروژه را تعیین میکند. اگر یکی از فعالیتهای این مسیر با تأخیر انجام شود، زمان پایان کل پروژه هم عقب میافتد.
چرا مسیر بحرانی در مدیریت پروژه مهم است؟
در هر پروژه، همه فعالیتها تأثیر یکسانی روی زمان پایان پروژه ندارند. بعضی فعالیتها میتوانند کمی دیرتر انجام شوند، بدون اینکه تاریخ تحویل پروژه تغییر کند؛ اما بعضی فعالیتها بهقدری حساساند که هر تأخیر در آنها، مستقیماً باعث تأخیر در کل پروژه میشود.
روش مسیر بحرانی به مدیر پروژه کمک میکند این فعالیتهای حساس را شناسایی کند و تمرکز اصلی خود را روی کنترل آنها بگذارد. به همین دلیل، CPM برای برنامهریزی پروژه، کنترل زمان، مدیریت منابع و تصمیمگیری درباره تأخیرها بسیار کاربردی است.
مسیر بحرانی را به زبان ساده چطور پیدا میکنیم؟
برای پیدا کردن مسیر بحرانی، ابتدا باید فعالیتهای پروژه، مدت زمان انجام هر فعالیت و پیشنیازهای آن مشخص شود. سپس فعالیتها بر اساس وابستگیشان به هم مرتب میشوند و مسیرهای مختلفی که از شروع پروژه تا پایان آن وجود دارند، بررسی میشوند.
هر مسیر، مدت زمان مشخصی دارد. مسیری که مجموع زمان فعالیتهای آن از همه بیشتر باشد، مسیر بحرانی پروژه است. این مسیر نشان میدهد پروژه در سریعترین حالت، حداقل در چه مدت زمانی تمام میشود.
در پروژههای کوچک، میتوان مسیر بحرانی را با رسم نمودار و جمعزدن مدت زمان مسیرهای مختلف پیدا کرد. اما در پروژههای بزرگتر، این کار پیچیدهتر میشود و بهتر است از الگوریتم محاسبه مسیر بحرانی یا نرم افزار مدیریت پروژه استفاده شود.
مثال برای روش مسیر بحرانی (CPM): ساختن خانه
پروژه ساخت خانه به آسانی با تکنیک روش مسیر بحرانی (CPM) تحلیل میشود. لیست فعالیتهای اصلی (همراه با زمان تخمینی و پیش نیاز آنها) در شکل زیر نشان داده شده است.

در این شکل ستون «پیشنیاز» توالی فعالیتها را تعیین میکند و ما را قادر میسازد تا نمودار پروژه (شکل زیر) را ترسیم کنیم. در هر دایره حرف قبل از کاما، فعالیت را مشخص میکند و عدد بعد از کاما زمان فعالیت را نشان میدهد.

با حرکت در جهت فلشها، میتوان مسیرهای مختلفی را از شروع تا پایان پروژه بررسی کرد. در این مثال، ۲۲ مسیر مختلف وجود دارد؛ کوتاهترین مسیر ۱۴ روز طول میکشد و طولانیترین مسیر، که مسیر abcdjklntsx است، 34 روز زمان میبرد. بنابراین مسیر abcdjklntsx مسیر بحرانی پروژه است، چون زمان کل پروژه را تعیین میکند.
این یعنی اگر یکی از فعالیتهای این مسیر با تأخیر انجام شود، کل پروژه دیرتر تمام میشود. در مقابل، کوتاه کردن فعالیتهایی که روی مسیر بحرانی نیستند، لزوماً زمان پایان پروژه را کمتر نمیکند. برای مثال، اگر آجرکاری در مسیر بحرانی قرار نداشته باشد، سریعتر تمام کردن آن تأثیری بر کاهش مدت کل پروژه ندارد.
مزیت اصلی روش مسیر بحرانی این است که نشان میدهد کدام فعالیتها واقعاً برای زمانبندی پروژه حساس هستند. البته در پروژههای بزرگ، شمارش همه مسیرها و محاسبه مدت آنها کار سادهای نیست؛ به همین دلیل در ادامه، الگوریتم محاسبه مسیر بحرانی را مرحلهبهمرحله بررسی میکنیم.
الگوریتم یافتن مسیر بحرانی در روش مسیر بحرانی (CPM)
قبل از شروع محاسبات، بهتر است با چند نماد اصلی در روش مسیر بحرانی آشنا شویم. این نمادها برای محاسبه زمانهای شروع و پایان فعالیتها، میزان شناوری و در نهایت تشخیص مسیر بحرانی استفاده میشوند.
| نماد | معنی | فرمول یا روش محاسبه | توضیح ساده |
| S | زمان شروع پروژه | معمولاً S = 0 | زمانی که پروژه از آن نقطه آغاز میشود. |
| t | مدت زمان فعالیت | مقدار تخمینی فعالیت | زمانی که برای انجام یک فعالیت لازم است. |
| ES | زودترین زمان شروع | بیشترین EF بین پیشنیازها | زودترین زمانی که یک فعالیت میتواند شروع شود. |
| EF | زودترین زمان پایان | EF = ES + t | زودترین زمانی که یک فعالیت میتواند تمام شود. |
| LF | دیرترین زمان پایان | کمترینLS بین فعالیتهای بعدی | دیرترین زمانی که یک فعالیت میتواند تمام شود، بدون اینکه کل پروژه عقب بیفتد. |
| LS | دیرترین زمان شروع | LS = LF – t | دیرترین زمانی که یک فعالیت میتواند شروع شود، بدون اینکه کل پروژه عقب بیفتد. |
| F | زودترین زمان پایان پروژه | EF فعالیت پایانی | سریعترین زمانی که کل پروژه میتواند تمام شود. |
| T | زمان هدف پروژه | تعیینشده توسط برنامه پروژه | زمانی که برای پایان پروژه در نظر گرفته شده است. |
| TS یا Total Slack | شناوری کل | TS = LS – ES یا TS = LF – EF | مقدار زمانی که یک فعالیت میتواند تأخیر داشته باشد، بدون اینکه پایان پروژه را عقب بیندازد. |
اگر شناوری کل یک فعالیت صفر باشد، آن فعالیت بحرانی است. مسیر بحرانی از کنار هم قرار گرفتن فعالیتهای بحرانی تشکیل میشود و مدت کل پروژه را تعیین میکند.
1) یافتن زودترین زمانِ شروع و پایان
اگر زمان شروع پروژه را بدانیم (که با S نشان داده میشود)، میتوانیم برای هر فعالیت مشخص کنیم که زودترین زمانی که میتواند شروع شود چه زمانی است. به این زمان، زودترین زمان شروع (ES) میگویند. این زمان، وقتی بهدست میآید که همه فعالیتهای قبلی هم در سریعترین حالت ممکن انجام شده باشند. حالا اگر انجام فعالیت، مثلاً t روز طول بکشد، زودترین زمان پایان آن (EF) برابر است با:
EF = ES + t
یک راه ساده برای محاسبه زمانهای ES و EF با استفاده از نمودار پروژه وجود دارد:
- مقدار S را در سمت چپ و سمت راست Start بنویسید.
- برای هر فعالیتی که پیشنیازهایش مشخص شدهاند، به سمت راست هر پیشنیاز نگاه کنید و بزرگترین عدد را پیدا کنید. این عدد را در سمت چپ فعالیت بنویسید. این عدد زمان شروع اولیه آن است.
- زمان فعالیت (t) را به این عدد اضافه کنید و نتیجه (EF) را در سمت راست فعالیت بنویسید.
- ادامه دهید تا به Finish برسید.
در پایان این محاسبات، زمان ES برای هر فعالیت در سمت چپ دایرهای که آن را مشخص میکند و زمان EF آن در سمت راست دایره ظاهر میشود. عددی که در سمت راست آخرین کار (پایان) ظاهر میشود، زودترین زمان پایان (F) برای کل پروژه است.
بهطور خلاصه:
- ES که زودترین زمان شروع هر فعالیت است در سمت چپ آن ظاهر شده و ماکزیمم اعداد سمت راست پیش نیازهایش است.
- EF که زودترین زمان پایان هر فعالیت است و در سمت راست هر فعالیت ظاهر میشود از ES+t به دست میآید. (t زمان انجام هر فعالیت است.)
برای شفافسازی این محاسبات، فرآیند تولید ساده زیر را در نظر بگیرید:
یک کالا باید از دو قطعه A و B ساخته شود. هر دو قطعه باید تراشکاری شوند و B باید جلا هم داده شود. (A نیازی به جلا ندارد.) فهرست فعالیتهایی که باید انجام شوند، همراه با پیشنیاز و زمان انجامشان بر حسب دقیقه، در شکل زیر آورده شده است.

نمودار پروژه در شکل زیر نشان داده شده است. همانطور که قبلاً گفته شد، نام هر فعالیت قبل از کاما و زمان آن بعد از کاما ظاهر میشود. همچنین با فرض اینکه زمان شروع S صفر باشد، زمانهای ES و EF برای هر فعالیت نشان داده شده است. زمان ES در سمت چپ دایره هر فعالیت و زمان EF در سمت راست آن ظاهر میشود. توجه داشته باشید که زودترین زمان پایان برابر 100 است یعنی F = 100.

2) یافتن دیرترین زمانِ شروع و پایان
اکنون فرض کنید که یک زمان هدف (T) برای تکمیل پروژه داریم (واضح است که T باید بزرگتر یا مساوی F که زودترین زمان پایان پروژه است، باشد). با این فرض، میتوانیم مفهوم دیرترین زمان پایان (LF) را تعریف کنیم. یعنی آخرین زمانی که یک فعالیت میتواند به پایان برسد، بدون اینکه باعث تاخیری بیش از زمان هدف پروژه (T) شود. به طور مشابه، دیرترین شروع (LS) به صورت LF-t تعریف میشود و t زمان انجام فعالیت است.
از انتهای پروژه قبلی به سمت ابتدای آن محاسبات را شروع میکنیم:
- مقدار T را در سمت راست و چپ Finish بنویسید.
- برای هر فعالیتی که تمام فعالیتهای بعد از آن (پسین) مشخص شدهاند، به عدد سمت چپ هرکدام از آن فعالیتهای بعدی نگاه کنید. کوچکترین عدد را پیدا کنید و در سمت راست فعالیت فعلی بنویسید. این عدد، دیرترین زمانی است که فعالیت فعلی میتواند تمام شود بدون اینکه پروژه عقب بیفتد.
- زمان فعالیت را از این عدد کم کنید و نتیجه را در سمت چپ بنویسید.
- ادامه دهید تا به شروع برسید.
در پایان این محاسبه، زمان LF برای یک فعالیت در سمت راست دایرهای که آن را مشخص میکند، و زمان LS در سمت چپ دایره ظاهر میشود. عددی که در سمت راست Start ظاهر میشود، دیرترین زمانی است که کل پروژه میتواند شروع شود و همچنان در زمان هدف T پایان یابد.
در شکل زیر این محاسبات را برای مثال فرآیند تولید انجام دادیم. در اینجا T = F = 100 است و زودترین زمانِ شروع و پایان و دیرترین زمانِ شروع و پایان را با نقطه ویرگول جدا میکنیم. پس، ES ; LS در سمت چپ فعالیت و EF; LF در سمت راست آن ظاهر میشود.

3) پیدا کردن شناوری کل (Total Slack)
بررسی شکل بالا نشان میدهد که زودترین زمان شروع برخی از فعالیتها با دیرترین زمان شروعشان برابر است، در حالی که برخی دیگر اینطور نیستند. تفاوت بین زودترین و دیرترین زمان شروع یک فعالیت (یا بین زودترین و دیرترین زمان پایان آن) شناوری کل (TS) نامیده میشود. شناوری کل بیانگر حداکثر زمانی است که یک فعالیت ممکن است به تعویق بیفتد، بدون اینکه اتمام پروژه را به تاخیر بیندازد.
قبلاً فعالیتهای بحرانی را فعالیتهایی در طولانیترین مسیر پروژه تعریف کردیم. یعنی فعالیتهای بحرانی به طور مستقیم بر زمان کلی پروژه تأثیر میگذارند. اکنون میتوانیم مسیر بحرانی را به مفهوم شناوری مرتبط کنیم.
درباره انواع شناوی در مدیریت پروژه بیشتر بخوانید.
4) پیدا کردن مسیر بحرانی
اگر تاریخ هدف پروژه (T) برابر با زودترین زمان پایان پروژه (F) باشد، یعنی پروژه باید دقیقاً در همان زمانی که میتواند زودتر از همه تمام شود، به پایان برسد. در این حالت، فعالیتهای بحرانی هیچ شناوری (تاخیر مجاز) ندارند، یعنی شناوری کلی (Total Float) آنها صفر است و نمیتوان آنها را عقب انداخت. فعالیتهایی که شناوری مثبت دارند، در مسیر بحرانی نیستند. به این معنی که این فعالیتها را میتوان کمی عقب انداخت بدون اینکه زمان پایان کل پروژه تغییر کند.
باید بدانید که اگر T بزرگتر از F باشد، آنگاه فعالیتهای بحرانی شناوری کلی برابر با T-F خواهند داشت که مقدار حداقل شناوری است. همه فعالیتهای غیر بحرانی شناوری کل بیشتری خواهند داشت.
در نمودار بالا، مسیر بحرانی با فلشهای پررنگ نمایش داده شده است. در این مثال فقط یک مسیر بحرانی وجود دارد، ولی در پروژههای دیگر ممکن است چند مسیر بحرانی وجود داشته باشد.
مثلاً در این پروژه:
- فعالیت b میتواند تا ۱۰ روز عقب بیفتد بدون اینکه مشکلی ایجاد شود (TS = 10)
- فعالیت d هم تا ۳۰ روز اجازه تأخیر دارد (TS = 30)
پس این دو فعالیت بحرانی نیستند.
اگر چند مسیر بحرانی وجود داشته باشد چه میشود؟
در بعضی پروژهها ممکن است فقط یک مسیر بحرانی وجود نداشته باشد. اگر دو یا چند مسیر از شروع تا پایان پروژه مدت زمان یکسانی داشته باشند و این مدت، طولانیترین زمان پروژه باشد، همه آنها مسیر بحرانی محسوب میشوند.
در چنین شرایطی کنترل پروژه حساستر میشود؛ چون تأخیر در هرکدام از فعالیتهای این مسیرها میتواند زمان پایان کل پروژه را عقب بیندازد. بنابراین مدیر پروژه باید همه مسیرهای بحرانی را همزمان زیر نظر بگیرد و فقط روی یک مسیر تمرکز نکند.
وجود چند مسیر بحرانی معمولاً نشان میدهد انعطافپذیری برنامه کم است و پروژه حاشیه امن زمانی زیادی ندارد. در این حالت، بازبینی وابستگیها، تخصیص بهتر منابع و پیگیری منظم فعالیتهای بحرانی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بازگشت به مثال خانهسازی برای محاسبات روش مسیر بحرانی (Critical Path Method)
گفته شد که اگر T بزرگتر از F باشد، آنگاه فعالیتهای بحرانی شناوری کلی برابر با T-F خواهند داشت. در شکل زیر نمودار فعالیتهای خانهسازی را بازتولید میکنیم، ES و LS را در سمت چپ و EF و LF را در سمت راست هر فعالیت مینویسیم. فرض میکنیم که ساخت و ساز در روز صفر شروع میشود و باید تا روز 37 تکمیل شود. از آنجا که قبلا محاسبه کردیم F=34، تمام فعالیتهای بحرانی در این مسیر دارای شناوری کلی 3=34-37=T-F روز هستند. یک مسیر بحرانی وجود دارد که در نمودار نشان داده شده است.

با مشاهده نمودار به اطلاعات زیر میرسیم:
- در صورت عدم رخداد مشکلات پیشبینی نشده، پیمانکار میتواند شروع به کار را 3 روز به تعویق بیندازد و همچنان آن را طبق زمابندی کامل کند. (تفاوت بین زودترین و دیرترین زمانها را در پایان ببینید). این باعث میشود سه روز از شناوری کلی همه فعالیتها کاسته شود و بنابراین TS برای فعالیتهای بحرانی به صفر برسد.
- فعالیتهای e، p، q،v و w دارای میزان شناوری کلی (9 روز) هستند. پیمانکار میتواند از این فعالیتها به عنوان فعالیتهای “پر کننده” برای کارگران در مواقعی که مهارتهای آنها برای فعالیتهای بحرانی ضروری نیست، استفاده کند. با دستکاری فعالیتهای دارای شناوری اوج تقاضا برای کارگران یا تجهیزات خاص کاهش داده میشود.
تفاوت مسیر بحرانی با PERT
روش مسیر بحرانی یا CPM و روش PERT هر دو برای زمانبندی پروژه استفاده میشوند، اما کاربرد آنها یکسان نیست. CPM زمانی مناسبتر است که مدت زمان فعالیتها تقریباً مشخص باشد؛ اما PERT بیشتر در پروژههایی کاربرد دارد که زمان انجام فعالیتها قطعی نیست و باید با برآوردهای احتمالی محاسبه شود.
| معیار مقایسه | CPM یا روش مسیر بحرانی | PERT |
| تمرکز اصلی | شناسایی مسیر بحرانی و فعالیتهای حساس | برآورد زمان پروژه در شرایط نامطمئن |
| نوع زمان فعالیتها | معمولاً قطعی یا قابل پیشبینی | احتمالی و وابسته به چند برآورد |
| کاربرد بهتر | پروژههای اجرایی، ساختوساز، تولید و پروژههای قابل برنامهریزی | پروژههای تحقیقاتی، توسعه محصول و پروژههای با عدمقطعیت بالا |
| خروجی مهم | مسیر بحرانی، شناوری فعالیتها و زمان پایان پروژه | زمان مورد انتظار فعالیتها و احتمال اتمام پروژه |
برای آشنایی کاملتر با این روش، میتوانید مقاله «روش PERT در مدیریت پروژه» را بخوانید.
تفاوت مسیر بحرانی با گانت چارت
مسیر بحرانی و گانت چارت هر دو در زمانبندی پروژه کاربرد دارند، اما یکی نیستند. مسیر بحرانی یک روش تحلیلی برای شناسایی فعالیتهایی است که تأخیر در آنها باعث تأخیر در کل پروژه میشود. گانت چارت اما یک ابزار تصویری برای نمایش فعالیتها، زمان شروع و پایان، وابستگیها و وضعیت پیشرفت پروژه است.
| معیار مقایسه | مسیر بحرانی یا CPM | گانت چارت |
| نقش اصلی | تحلیل زمانبندی و شناسایی فعالیتهای بحرانی | نمایش تصویری برنامه زمانبندی پروژه |
| تمرکز | وابستگی فعالیتها، شناوری و اثر تأخیرها | زمان شروع، زمان پایان، مدت فعالیت و پیشرفت |
| خروجی مهم | مسیر بحرانی و فعالیتهای بدون شناوری | نمای تصویری از کل برنامه پروژه |
| کاربرد مدیریتی | تشخیص فعالیتهایی که روی زمان پایان پروژه اثر مستقیم دارند | پیگیری برنامه، کنترل پیشرفت و هماهنگی تیم |
| ارتباط با هم | میتواند روی گانت چارت نمایش داده شود | میتواند مسیر بحرانی را بهصورت تصویری نشان دهد |
به زبان ساده، CPM به شما میگوید کدام فعالیتها برای زمان پایان پروژه حیاتی هستند؛ گانت چارت کمک میکند همین فعالیتها و سایر بخشهای برنامه را بهصورت تصویری و قابل پیگیری ببینید. برای آشنایی بیشتر، میتوانید مقاله «گانت چارت چیست؟» را بخوانید.
محدودیتها و اشتباهات رایج در محاسبه مسیر بحرانی
روش مسیر بحرانی ابزار قدرتمندی برای کنترل زمان پروژه است، اما دقت آن به کیفیت دادههای اولیه بستگی دارد. اگر مدت فعالیتها، وابستگیها یا محدودیتهای پروژه درست تعریف نشده باشند، خروجی محاسبات هم قابل اعتماد نخواهد بود.
مهمترین اشتباهات رایج در محاسبه مسیر بحرانی عبارتاند از:
- تخمین غیرواقعی مدت زمان فعالیتها
- نادیده گرفتن وابستگیهای واقعی بین فعالیتها
- بهروزرسانی نکردن مسیر بحرانی بعد از تغییر برنامه پروژه
- توجه نکردن به محدودیت منابع
- فرض کردن اینکه پروژه همیشه فقط یک مسیر بحرانی دارد
- اشتباه گرفتن مسیر بحرانی با فعالیتهای مهم، پرهزینه یا پرریسک
نکته مهم این است که مسیر بحرانی یک عدد یا مسیر ثابت برای تمام طول پروژه نیست. در طول اجرای پروژه، با تغییر مدت فعالیتها، ایجاد تأخیر، تغییر وابستگیها یا جابهجایی منابع، ممکن است مسیر بحرانی هم تغییر کند. به همین دلیل، مسیر بحرانی باید در بازههای زمانی مشخص و بعد از هر تغییر مهم در برنامه پروژه بازبینی شود.
محاسبه مسیر بحرانی با نرم افزار مدیریت پروژه
محاسبه مسیر بحرانی برای فعالیتها میتواند بسیار ارزشمند باشد، اما انجام محاسبات به صورت دستی برای بیشتر پروژهها به دلیل پیچیدگی آنها غیرممکن است. استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه مانند بهتایم راهکار مناسبی است. این نرم افزارها محاسبات مسیر بحرانی را انجام داده و نتیجه را در اختیار شما قرار میدهند. به عنوان مثال برای محاسبه مسیر بحرانی در بهتایم کافیست مراحل زیر را انجام دهید:
- پروژه را در بهتایم تعریف کنید.
- در بخش ساختار شکست کار، فعالیتهای پروژه را تعریف کنید و یا آنها را به بهتایم وارد کنید.
- تاریخ شروع و سررسید فعالیتها را مشخص کنید.
- به گانت چارت پروژه مراجعه کنید و روابط پیشنیازی را با چند کلیک ساده برقرار کنید.
- پس از این مرحله، بهتایم مسیر بحرانی را با قرمز کردن فعالیتهای روی آن به شما نمایش میدهد.

نتیجهگیری مقاله مسیر بحرانی
روش مسیر بحرانی یا CPM یکی از کاربردیترین روشها برای زمانبندی و برنامهریزی پروژه است. این روش به مدیر پروژه کمک میکند فعالیتهایی را شناسایی کند که تأخیر در آنها مستقیماً باعث تأخیر در کل پروژه میشود.
با محاسبه مسیر بحرانی، میتوان فهمید پروژه در سریعترین حالت چه زمانی تمام میشود، کدام فعالیتها شناوری ندارند و تمرکز تیم باید بیشتر روی کدام بخشهای برنامه باشد. به همین دلیل، CPM فقط یک روش محاسباتی نیست؛ بلکه ابزاری برای تصمیمگیری بهتر در برنامهریزی، کنترل زمان، مدیریت منابع و پیشگیری از تأخیرهای پروژه است.
البته دقت این روش به کیفیت دادههای اولیه بستگی دارد. اگر مدت فعالیتها، وابستگیها یا تغییرات برنامه بهدرستی ثبت نشوند، مسیر بحرانی هم قابل اعتماد نخواهد بود. به همین دلیل، در پروژههای بزرگ بهتر است مسیر بحرانی بهصورت منظم بازبینی شود و برای محاسبه دقیقتر آن از ابزارهایی مثل نرم افزار مدیریت پروژه بهتایم استفاده شود.
مراجع:
با سلام خیلی آموزنده و مفید بود ممنون
متشکر
خواهش میکنم
بسیار مفید بود. اما چند نکته قابل ذکر است
۱-کامپیوتر و هوش مصنوعی این کارها را انجام میده
۲-در قدیم هم از cpm به ندرت استفاده می
شد.
۳- متاسفانه در ایران اعتقادی به برنامه ریزی و کنترل پروژه ندارند
سپاسگزارم